كتاب و سي دي هاي آموزش زبان

تافل

آيلتس
توليمو

MCHE

موسسه ايران زمين پارسيان

IRAN ZAMIN RESEARCH CENTER

www.onlinesunmed.com

 

دیدگاه ابراهام مازلودر مورد نیاز های انسان

مازلو هدف و آرمان اصلي انسان را تربيت و تقلاي او را دست يافتن به مرتبه والاي انساني و همانا تحقيق خويشتن يا خود شكوفايي مي داند. وي مراتبي را براي دسترسي به اين آرمان به صورت سلسله مراتب نيازها تدوين نموده كه يكي از آن مراحل را احساس ارزش و احساس عزت نفس بيان مي دارد كه در ذيل ضمن بحث و بررسي نظريات مازلو پيرامون عزت نفس ساير سلسله مراتب نيازها را به طور مختصر بيان مي كنيم. به اين ترتيب شرط اوليه دست يافتن به خود شكوفايي ارضاي چهار نيازي است كه در سطوح پايين سلسله مراتب قرار گرفته و عبارت است از:

1- نياز هاي جسماني و فيزيولوژيك.

2- نيازهاي ايمني.

3- نيازهاي محبت و احساس تعلق ها.

4- نياز به احترام يا نياز به عزت نفس (شولتس, 1376, ص 115).

1- نيازهاي جسماني يا فيزيولوژيك: اين دسته از نيازها كه در سلسله مراتب هرم نيازها از نظر مازلو در قاعده آن قرار دارد, شامل نياز به غذا, آب, هوا, خواب و رابطه جنسي است كه ارضاشان براي بقا ضروري است از اين رو در اين مرحله نيازهاي جسماني نيرومندترين نياز ها است.

2- نياز به ايمني:

پس از رفع نيازهاي فيزيولوژيك نياز ايمني, انگيزه انسان قرار مي گيرد كه شامل ايمني, ثبات, حمايت, نظم و رهايي از ترس و اضطراب است به اعتقاد مازلو همه ما تا اندازه اي نياز داريم كه امور, جرياني عادي و قابل پيش بيني داشته باشند, نحمل عدم اطمينان دشوار است. در نتيجه مي كوشيم تا سر حد توانايي به امنيت, حمايت و نظم دست مي يابيم (همان منبع, ص 117).

3- نياز به عشق و تعلق: پيوستن به ديگران, پذيرفته شدن و تعلق داشتن به گروه در اين طبقه از نيازها قرار مي گيرد و ممكن است براي يافتن احساس تعلق, به گروه يا باشگاهي بپيونديم و ارزش ها يا ويژگي هاي آن را بپذيريم يا لباس متحد الشكل آن را به تن كنيم. با ايجاد رابطه نزديك و مهر آميز با ديگري نياز به محبتمان را بر مي آوريم.

4- نياز به احترام و عزت نفس: به اين ترتيب پس از ارضاي نيازهايي كه بر شمرديم نياز به احترام و عزت نفس در درجه اول اهميت قرار گرفته و به عنوان انگيزه رفتار و عملكرد انسان قرار مي گيرد كه شامل نياز به احساس ارزش, در نظر گرفتن خود و ديگران, احساس موفقيت و مسوليت مي باشد. به بيان ديگر نيازهاي عزت نفس شامل اجرا, دستيابي و نشان دادن كفايت در كارها مورد تاييد و شناخت ديگران واقع شدن مي باشد (اتكينسون, 1378, جلد اول, ص 556).

مازلو در كتاب انگيزش و شخصيت در توضيح نياز به عزت نفس مي گويد: همه افراد جامعه ما (بجز برخي بيماران) به يك ارزشيابي ثابت و استوار و معمولاً عالي از خوشان, به احترام به خود يا عزت نفس يا احترام به ديگري تمايل دارند ولي در جاي ديگر مي گويد: اين سطح از نيازها را مي توان در دو مجموعه فرعي طبقه بندي كرد اول اينكه آنها عبارت از: تمايل به قدرت, موفقيت, كفايت,سيادت, شايستگي, اعتماد در رويارويي با جهان, استقلال و آزادي. دوم اينكه در ماچيزي هست كه مي توانيم  آن را تمايل به اعتبار و حيثيت (كه آن را احترام ديگران نسبت به خودمان مي توان تعريف كرد), مقام, شهرت, افتخار, برتري, معروفيت, توجه و اهميت و حرمت يا تحسين بناميم ( مازلو, 1377, ص 82).

مازلو در مورد پيامدهاي عدم ارضاي اين اسطح از نيازهاي پنجگانه مي نويسد:

ام بي اعتنايي به اين نيازها موجب احساساتي از قبيل حقارت, ضعف و درماندگي مي شود كه اين احساسات نيز خود به وجود آورنده دلسردي و ياس اساسي خواهد شد و يا اينكه گرايش هاي رواني نژندي يا جبراني را به وجود خواهد آورد. ارزشيابي ضرورت اعتماد به نفس بنيادي و درك اين مطلب زا كه مردم بدون آن چقدر احساس درماندگي مي كنند و مي توان از طريق مطالعه روان نژندي ناشي از ضربه شديد روحي بدست آورد (همان منبع, ص 83).

وي در ادامه بحث به نتايج ارضا اين سطح از نيازهاي آدمي اشاره كرده اظهار مي دارد:

ارضاي نياز به عزت نفس به احساساتي از قبيل اعتماد به نفس, ارزش, قدرت, لياقت و كفايت, مفيد و مثمر بودن در جهان منتهي مي شود. احساسات اتكا به خود, احترام به خود, حرمت به نفس, اطمينان و اعتماد به خود, احساس توانايي توفيق, شايستگي, موفقيت, قدرت نفس, شايستگي احترام, قدرت رهبري و استقلال از نتايج مثبت ارضاي نياز به عزت نفس مي باشند (شولتس, 1376, ص 118).

شولتس درباره عزت نفس مي گويد: احترام به خود يك احترام دروني است. احساس ايمني دروني و اعتماد, خود را ارزشمند و شايسته احساس نمودن كه براي دستيابي به آن بايد "خود" راستين را شناخت و نقاط ضعف و قوت را دريافت بگونه اي كه اگر ندانيم چيستيم و كيستيم نمي توانيم به خود احترام بگذاريم (همان منبع, ص 118). مازلو سالمترين و ثابت ترين حرمت به نفس را مبتني به احترام استحقاقي از سوي ديگريان و نه شهرت ظاهري و تمجيد بي مورد دانسته است بنابراين به برطرف شدن اين نياز ها كه مورد بحث اين تحقيق نيز مي باشد, انسان بسوي كمال مطولوب كه همانا تحقيق خويشتن و خود شكوفايي است قدم بر مي دارد.

5- نياز به خود شكوفايي: نياز به خود شكوفايي عالي ترين نيازها است و اجتياج آدمي را به درك حقايق و درك زيبايي نشان مي دهند و به بروز و ظهور استعدادها و ذوق او ميدان مي دهند. اين نيازها ضمناً منشا كشف مجهولات و ايجاد علوم و فنون و هنرهاي زيبا بوده و از اين پس نيز خواهد بود (سياسي, 1374, ص 224).